- این بحث چون کمی طولانی ست برای اینکه راحت تر خوانده شود در چند قسمت تنظیم شده و بتدریج اینجا منتشر می شود. چه خوب است که سایر دوستان وبلاگنویس هم درمورد این سوال بنویسند.
یکی از دوستان همزمان سه وبلاگ دارد و در هریک از آنها با اسم مستعاری می نویسد. هر کدام از این وبلاگ ها بیان کننده قسمتی از آرزوها، تمایلات و اهداف دست نیافته ی اوست. در یکی در نقش جوان ۲۲ ساله ی عاشقی ظاهر می شود که جز نوشتن متن های شاعرانه ی خیابانی و دست پنجم کار دیگری ندارد. در این وبلاگ او عاشق است و برای رسیدن به عشق خود حاضر به هر کاری ست. اما از آنجا که در دنیای واقعی مردی پنجاه و پنج ساله است از نوشتن با نام اصلی خود ابا دارد. او در این وبلاگ ماجراهایی را تجربه می کند که قبلا یک بار تجربه شان کرده. قبلا در دنیای واقعی و حالا در دنیای مجازی در خیال. اینترنت به او این فرصت را داده تا بدون اینکه شناخته شود دنیا را از دید جوان بیست و دو ساله ی امروزی ببیند. در وبلاگ دومش مطالبی درباره ی شغلش می نویسد. شغلی که در دنیای واقعی هرگز نداشته. هدفی که می توانست در زندگی به آن دست یابد اما بنا به دلایلی نتوانست. او در این وبلاگ یک روانپزشک و تحصیلکرده ی دانشگاه ماساچوست است و از حوادثی می نویسد که برای بیمارانش اتفاق افتاده. خاطراتی که ظاهرا در نتیجه ی مشاوره ی روانپزشکی از این بیماران شنیده است. حتی دوستان روانپزشکی هم پیدا کرده که آنها هم مجازیند و معلوم نیست در دنیای واقعی به چه کاری مشغولند. در وبلاگ سومش از سیاست می نویسد و همانطور که رسم ما ایرانی هاست، به تنهایی یک اپوزیسیون کامل است. هر روز واژگونی رژیم را در آینده ای نزدیک مژده می دهد و از مدینه ی فاضله ای حرف می زند که با فروپاشی حکومت پدیدار خواهد شد. پشت میز کارش نشسته و مردم را به خیابان فرامی خواند. از حقوق کارگران و برابری زنان و مردان می نویسد. در حالی که در دنیای واقعی نه هرگز کارگر بوده و نه حاضر است برابری حقوقی زن و مرد را بپذیرد.
اینترنت پنجره ای جدید به روی انسان باز کرده است. به ویژه برای ما ایرانی ها که همواره دو سبک زندگی – زندگی رسمی و زندگی خصوصی – داشته ایم، حکم پنجره ی سومی دارد. حالا سوال اینجاست که آیا تاثیر این ابزار – این نگاه سوم – به اندازه ای ست که دنیای واقعی ما را متحول نماید؟ چند روز پیش زیر یکی از لینک های بالاترین تحت عنوان چرا خاتمی نباید بیاید بحثی درگرفته بود در مورد این تاثیر. فرزام در کامنت های مختلف نوشته بود: « من گمان می کنم مبارزه امروز را می شود طور دیگری معنا کرد و حتی فیزیک افراد را از مبارزه حذف کرد. این فکر کلی است و دارم روی جزئیاتش کار می کنم اما اگر شدنی باشد هزینه های مبارزه بسیار کم می شود…مثلاً اگر یک تشکل مجازی ۱۰۰۰ نفره به یک طرحی اعتراض داشته باشد شاید خیلی جدی گرفته نشود چون کسی نمی داند این هزار نفر واقعاً چند نفر هستند! اما راهکار هم وجود دارد. ما می توانیم مکانیزمی پیدا کنیم برای سنجش هویت مجازی افراد عضو که هر عضو دقیقاً معادل یک شهروند حقیقی باشد و امکان تخلف وجود نداشته باشد. این مکانیزم را به طور شفاف اعمال می کنیم و به نهادها هم این اجازه را می دهیم که در برهه های زمانی مختلف duplicate نبودن اعضاء را چک کنند و حتی مکانیزم های خودشان را ارائه بدهند.
حالا در نظر بگیرید یک تشکل هزار نفره که قطعاً هزار نفر هستند یک پتیشن درست می کند و نسبت به نقض حقوق زندانیان اعتراض می کند و آن را به مراجع بین المللی ارسال می کند….
سرعت کار را هم در نظر بگیرید که ظرف یک ساعت همه این کار را می شود انجام داد! از طرفی هیچ کس هم در خطر نیست…من فعلاً یک تیتر پیشنهاد داده ام با عنوان “آیا می توان فیزیک مبارزان را از مبارزات مدنی حذف کرد؟” و خیلی خوب است نقص های این ایده مشخص شود و اصل ایده هم با نظرات کامل بشود.»
من می خواهم سوال فرزام را به این صورت فرموله کنم: آیا مبارزه ی مدنیی که ویژگی اصلیش هویت مجازی افراد درگیر است می تواند دنیای واقعی را تحت تاثیر قرار داده یا حتی متحول نماید؟
اجازه دهید ابتدا تصویری کلی از چنین مبارزه ای مجسم کنیم. یک طرف جبهه کسانی هستند با مشخصات زیر: اول: مشخصات شناسنامه ایشان نامعلوم است. دوم: دارای هویت مجازیند که شاید و نه حتما با هویت واقعی شان فرق می کند. سوم: ابزار آنها اینترنت است. چهارم: هدف آنها تاثیر بر جامعه و تغییر تدریجی قوانین به نفع مردم است. در جبهه مقابل با این مشخصات روبرو هستیم: اول: هویت آنها مشخص و هدفشان (حفظ قدرت سیاسی) معلوم است. دوم: می توانند در صورت لزوم جبهه ای کاملا ناشناخته و مجازی مثل جبهه ی روبرو تشکیل دهند. سوم: می توانند با حفظ هدف اصلیشان از مفاهیم تعریف نشده مثل آزادی یا عدالت سوء استفاده کنند. چهارم: دانش و امکانات فنی و سرمایه ی مادی کافی برای نفوذ به جبهه ی مقابل، منحرف کردن آن از اهداف اصلیش یا حتی شناخت افراد کلیدی آن را دارند.
برگردیم به سوال اصلی: آیا مبارزه ی مجازی تاثیری بر دنیای واقعی دارد؟ اینجا با تجربه ای روبرو هستیم که تا حالا اتفاق نیفتاده. ابعادش را نمی دانیم و مجبوریم یکی یکی همه ی مفاهیمی را که با آن روبرو می شویم تعریف کنیم. مثل این است که قدم در راه پر سنگلاخی بگذاریم که نه تابلو دارد نه علامتی برای نشان دادن ادامه ی مسیر. هم راه را باید تعریف کنیم، هم پیچ و خم هایش را مشخص نماییم و هم برای کسانی که بعدا می خواهند این مسیر را کامل یا تصحیح نمایند نشانه گذاری کنیم.
فضای مجازی چیست؟ فضای مجازی فضایی ست که با داشتن کامپیوتر متصل به اینترنت، ابزارهای تعامل اینترنتی و هویت مجازی می توان به آن وارد شد. ابزارهای تعامل اینترنتی نرم افزارها و برنامه هایی هستند که توسط آنها می توان با اشخاص مجازی بدون محدودیت های جغرافیایی رابطه برقرار کرد. وبلاگ ها، سایت های وب ۲، خدمات پست الکترونیکی و مسنجرها نرم افزارهایی هستند برای برقراری چنین رابطه ای. ویژگی اصلی فضای مجازی – دستکم برای ما ایرانی ها – این است که می توان بدون ترس از شناخته شدن عقاید خود را بیان کرد. امتیازش این است که می شود راهکارهای مختلف و بعضا خلاقانه ای برای مشکلاتی که در دنیای واقعی وجود دارند ارائه داد. ضررش این است که گاهی تبدیل می شود به فضایی برای تخلیه ی بارهای روانی و مشکلات روزمره که البته به نفع دارندگان قدرت است. از طرف دیگر فضای مجازی جزیی از دنیای واقعی ست و نمی توان آن را از زندگی روزمره جدا دانست. چرا؟ چون مستقیما با ذهن ما سروکار دارد. نمایش روشنی ست از پیچیده ترین و درونی ترین تمایلات و افکار جمعی ما. حتی بعضا عناصر مخفی و کشف نشده ی فرهنگ ما را نشان می دهد. فضای اینترنتی ما – هویت جمعی و مجازیمان – مثل انسان برهنه ای ست که با کمال میل خود را در معرض دید همگان قرار داده . چیزی برای پنهان کردن ندارد. حتی هیچ تمایلی هم به پنهان کاری ندارد. می خواهد زوایای گوناگون فکر ما را به نمایش بگذارد و از آنجا که این فضا در متن دنیای واقعی ست و بوسیله ی آن احاطه شده پس هم می تواند بر آن اثر گذارد و هم از آن متاثر شود.
ادامه دارد…
شنبه ۱۱ آبان, ۱۳۸۷ در ساعت ۱۱:۰۷ ب.ظ
سلام
بحث بسیار خوبی ست دلیل این که در پتیشن ها شرکت نمی کنم تا حدودی دلایلی که شما خیلی خوب شمردید
منتظر بقیه ی مطلبتان هستم و آن را در وبلاگم هم معرفی خواهم کرد
این پست ارزش این را دارد که خیلی ها بخوانند
[پاسخ]
یکشنبه ۱۲ آبان, ۱۳۸۷ در ساعت ۱:۴۸ ق.ظ
به نظر من این شدنى است و بدون درگیرى فیریکى امکان تاثیر وجود دارد ولى مقدار این اثرگذارى محدود است و از طرف دیگر زمانبر است٠ در زمانى که اینترنت نبود نیز این شیوه مبارزه وجود داشت٠ شاهنامه خوانى در قهوه خانه ها و مجالس روزه خوانى بر افکار عمومى اثر مى نهاد و در نهایت مردان قدرت را نیز تحت تاثیر مى گرفت٠ اما به نظر من اگر چنین جمعى شکل بگیرد جامعه خود دیگر دچار چنان تحولی شده است و میل تغییر چنان زیاد است که به سرعت سرریز مى کند.
[پاسخ]
یکشنبه ۱۲ آبان, ۱۳۸۷ در ساعت ۱:۴۱ ب.ظ
[...] می توان بدون در نظر گرفتن مکان فیزیکی از طریق شبکه و در فضای مجازی به هم متصل کرد. با استفاده از ابزارهای ارتباطی اینترنت [...]
یکشنبه ۱۲ آبان, ۱۳۸۷ در ساعت ۷:۴۳ ب.ظ
بسیار ممنونم دوست عزیز و گرامی.
[پاسخ]