تمام راهها یکی ست. به هیچ جایی نمی رسند. اما راه بدون دل هرگز لذت بخش نیست. دون خوان
دو تا از ویژگی های اصلی و برجسته پیروان علوم باطنی – هم اعضاء فرقه ها و هم پیروان مکتب
های باطنی – توجه به درون و پویایی ست.
توجه به درون: این دسته از مردم معمولا به دنیای درون و بویژه احساسات و تصویرهای درونی بیشتر توجه می کنند. آنها هر چه را که در دنیای بیرون می بینند بر اساس یک مکانیسم احساسی و کمتر منطقی تفسیر می کنند. هر واقعه ای یک نشانه است و هر نشانه پیامی ست از ماوراء. اتفاقات ساده ای که هر روزه شاهدش هستیم، مثل رد شدن یک عابر از کنارمان یا قرمز بودن چراغ راهنمایی یا جمله ای که به طور اتفاقی در یک تابلوی تبلیغاتی می بینیم حاوی پیام هایی هستند که باید در مراقبه کشف رمز شوند. آنها از طرف دیگر معتقدند که هر احساس درونی بویژه احساسات گذرا و ناگهانی که معمولا به سادگی از کنارشان رد می شویم، به نحوی با دنیای بیرون ارتباط دارند . رویایی که می بینیم، آنچه که در دل حس می کنیم، خیالی که از ذهنمان می گذرد و هیجانی که بدون محرک خارجی بر ما غالب می شود، همه ی اینها تعیین کننده رفتار این افراد و طرز برخوردشان با دنیای بیرون است. آنها معتقدند که پیام دل بر دستور شریعت برتری دارد.
پویایی: پیروان فرقه های باطنی بر خلاف آنچه که تصور می شود آرام نیستند. آنها همواره هدفی در پیش رو دارند که البته توسط استاد یا قطب تعیین شده و مرید موظف است با تمام قدرت و با بکارگیری تمام امکانات درونی و بیرونی به آن هدف دست یابد. یک تحرک درونی بسیار شدید در این افراد دیده می شود. از یک سو باید با همه ی تناقضاتی که از برخورد هنجارها وآداب و رسوم اجتماعی با قواعد فرقه یا مکتبشان بوجود آمده ذهنا بجنگند و از طرف دیگر باید به تکالیف درونی خود عمل نمایند. آرامشی که در ظاهر و در چشم بیننده به نظر می آید، در واقع حاصل کنترل فکری و جسمی ست که در نتیجه تمرینات باطنی پدید آمده
با توجه به دو ویژگی بالا – پویایی و تحرک، توجه به دنیای درون - پیشنهاد می شود که به جای کلمات مرید، سالک یا عارف از واژه ی درون گرد استفاده کنیم
یک ویژگی اصلی دیگر در فرقه های باطنی تسلیم و اطاعت محض است که در پیروان مکتب های باطنی این مشخصه کمتر دیده می شود. و به نظر می رسد که با همان واژه ی درون گرد می توان هم به طور عام برای اشاره به کسانی که پیرو یک فرقه یا مکتب باطنی هستند استفاده کرد و هم به طور خاص با افزودن نام آن مکتب یا فرقه ترکیبی گویا و روشن بدست آورد. مثل درون گرد شمن، درون گرد اویسی یا درون گرد یوگا (این اصطلاح آخری می تواند به روشنی تفاوت کسی که یوگا را به عنوان ورزش انجام می دهد و کسی که از مکتب باطنی یوگا پیروی می کند، نشان دهد
.).
در مقابل از واژه ی برون گرد می توان به اشخاصی که معتقد به پیروی از شریعت رسمی و مذهبِ پدران خود هستند استفاده نمود. کسانی که برای هر مشکل کوچکی در زندگی روزمره به ملای محل یا رساله مجتهد خود مراجعه می کنند. بین برون گردان و درون گردان خیل عظیم مردم عادی جامعه ما قرار دارند که برایشان گذران زندگی و معیشت روزانه مهم تر از دنیای دل یا شرطِ شریعت است اما همواره سرنوشت جمعی شان تحت تاثیر کنشها و برخورد های متقابل آن دو دسته قرار می گیرد.
علم باطن به مجموعه روش ها و فنونی گفته می شود که با استفاده از آنها فرد می تواند بدون ابزار مادی دنیای خود یا دنیای اطراف را تحت تاثیر قرار دهد. ( منظور از تعریف یک پدیده لزوما تایید آن نیست) به جای این واژه ی عربی پیشنهاد می شود که از اصطلاح دانش درون گردی استفاده کنیم.
واژه های معرفی شده و اصطلاحات ترکیبی حاصل از آنها:
درون گرد: کسی که برای شناخت حقیقت – آنجا که علوم تجربی متوقف می شوند – بر اساس جهان بینی خاص و روش هایی معین به دنیای درون متوسل می شود
دانش های درون گردی: جهان بینی ها و روش های برآمده از آنها که دنیای درون را بر بیرون (علوم تجربی و شریعت رسمی جامعه) مقدم می دانند.
مکتب های درون گردی: مکاتبی که به طور مشخص هدفی فوق طبیعی، غیر مادی را دنبال می کنند.
فرقه های درون گردی: گروههای اجتماعی که هدف رسمی خود را هدفی فوق طبیعی، غیر مادی اعلام کرده و غالبا پیرو یکی از مکاتب درون گردی هستند
برون گرد: پیروِ معتقدِ شریعتِ رسمیِ جامعه یا مذهب خانواده خود.
در مطلب بعدی به مشخصات ظاهری فرقه های درون گردی خواهم پرداخت.
پی نوشت ها:
اول: تعریف ها و واژه هایی که در این پست معرفی شد ممکن است با تذکر خوانندگان این مطلب یا راهنمایی اهل فن تصحیح شود
سه شنبه ۲۰ شهریور, ۱۳۸۶ در ساعت ۱۰:۴۰ ق.ظ
سلام خیلی جالب بود آخه تا همین امروز من خودم رو آدمی ۱۰۰% منطقی می دونستم ولی با این اوصاف فکر کنم باید یه تجدید نظری راجع به خودم بکنم.
[پاسخ]
سه شنبه ۲۰ شهریور, ۱۳۸۶ در ساعت ۱۰:۴۶ ق.ظ
به! چه جای هیجان انگیزیه اینجا! خیلی خوشحالم که پیداتون کردم! با اینکه معمولا به نظرات این وبلاگ علم خواب سر نمی زنم، ولی خوب اتفاقی دستم خورد به دکمه نظراتش و مث همون شعار تبلیغاتیه، اینجا رو پیدا کردم، خیلی بدون نقص و درست نقل روایت کردین، من چند هفته پیش، ترکیب بدون نظمی از این حرفا رو داشتم به یه کسی می گفتم،و حالا به هیجان اومدم که اینجا همچین چیزهایی دیدم. راجع به عرفان سرخ پوستی هم، به اون دوست مذکور گفتم که سر کله ی بی ارزشم شرط می بندم این واژه حاصل یه حماقت محضه!
[پاسخ]
سه شنبه ۲۰ شهریور, ۱۳۸۶ در ساعت ۴:۵۰ ب.ظ
راستش الان خیلی وقته که دیگه کبریت نمی فروشه! رفته توی یه شغل آبرومندانه دولتی، ولی خوب من فکر کنم توی این چندماهی که دیگه وبلاگ ننوشتم، اون نوشته آخری بسی باعث دردسر من شد! چون دیگه با دیدن اون کسی قبلی هارو نمی خونه…
[پاسخ]
چهارشنبه ۲۱ شهریور, ۱۳۸۶ در ساعت ۱۰:۳۹ ق.ظ
سلام خوبی
ممنون که سر زدی
شما همون کیمیا بلوگفا هستید
راستی من با یوگا ممخالفم چون بدون فکر و درک بعضی از چیزها نمی توان بهشون عمل کرد و چیزی بدست آورد
نورالانوار نگهدارت
[پاسخ]
چهارشنبه ۲۱ شهریور, ۱۳۸۶ در ساعت ۱۱:۰۲ ق.ظ
به اشراق: فکر کنم قبل از پرداختن به یوگا یا هر مکتب دیگه ای، مفهوم آگاهی هست که باید در نظر گرفته شود. هروقت که آگاه باشیم هیچ مکتب یا اندیشه سیاسی یا غیرسیاسی نمی تواند ما را اسیر خودش کند.
در ضمن من در بلاگفا نیستم و اون وبلاگی که نوشتی مال من نیست. موفق باشی
[پاسخ]
چهارشنبه ۲۱ شهریور, ۱۳۸۶ در ساعت ۱۲:۵۷ ب.ظ
سلام خیلی اتفاقی با وبلاگ شما آشنا شدم. ولی از این اتفاق خوشحالم چون مطالبتون خیلی برام جالب بود
خوشحال می شم بهم سر بزنید.
[پاسخ]
چهارشنبه ۲۱ شهریور, ۱۳۸۶ در ساعت ۱:۱۱ ب.ظ
هوم! آره اونم خیلی وقته که تباه شده، در مورد چکش هم فکر کنم که چیز به در بخوری باشه برای نویسندگی ولی برای درست کردن فرقه، دیگه خیلی کهنه شده، نزدیک به صد و خورده ای سال پیش یه آدم ریشو ازش استفاده کرده! بهتره ما از یه چیز سمبولیک تر استفاده کنیم، مثلا یه آب کش، که به جریان لطیف و روحانی آب اشاره داشته باشه و به تعداد زیادی سوراخ! چطوره؟
[پاسخ]
چهارشنبه ۲۱ شهریور, ۱۳۸۶ در ساعت ۷:۵۴ ب.ظ
سلام جناب دهقانی از حضورتون ونظرتون ممنونم.باهاتون تاحدی موافقم این بحث هم مثل جامعه ما در دوره جنینیه سواد منم دراین زمینه بسیار کم دوست دارم درعین مطالعه ادامه بدم اون رو…
من از خوانندگان پراکنده شما هستم دوهفته ای یکبار سری می زنم خوب می نویسید یعنی خوب…
اگر امکان درج لینک شما هست اجازه بدهید این کارو انجام بدم
پیروز و پایدار باشید
[پاسخ]
چهارشنبه ۲۱ شهریور, ۱۳۸۶ در ساعت ۹:۵۵ ب.ظ
سلام یک پایان نامه (درباره علوم باطنی) در گروه انسانشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران انجام شده است به راهنمایی دکتر فکوهی. موفق باشید
[پاسخ]
چهارشنبه ۲۱ شهریور, ۱۳۸۶ در ساعت ۱۱:۳۲ ب.ظ
به بازی دعوت شدی دوست جان . بدو بیا : )
[پاسخ]
شنبه ۲۴ شهریور, ۱۳۸۶ در ساعت ۱۰:۴۶ ق.ظ
سلام
مرسی که بهم سرزدین واقعا خوشحال شدم
[پاسخ]
شنبه ۳۱ شهریور, ۱۳۸۶ در ساعت ۳:۱۵ ب.ظ
سلام …… نزدیک به ۳ سال پیش در حضور یه جمعی این موضوعات رو پیش کشیدم….. اون جمع همگی درون گرد بودن …… واقعا ذوق زده شدم وقتی که اینجا موضوع رو به صورت ساخت یافته و منسجم و علمی درآوردین….راستی بهتون بگم واکنشهای اون روز توی اون جمع هنوزم آزارم میده….مثل آدم هایی که توی خواب راه میرن…..چشمشونو می بندن و فقط از حافظه کمک می گیرن…. شاد باشین
[پاسخ]
سه شنبه ۱۰ مهر, ۱۳۸۶ در ساعت ۹:۱۳ ب.ظ
بالاخره یکی پیدا شد که بدون اینکه بدونه تاییدم کنه! یکی که نگه سالک بدون راهبر و مرید بدون مراد گمراهه! سالها رفتم و رفتم و آویزان هیچ فرقه ای تنتوانستم بشوم و در عین حال خیلی چیزها آموختم و دارم می آموزم و تنهایی اما با حضور همه دارم طی طریق می کنم. وقتی آگاهی باشه از همه چیز می توان آموخت ، از همه چیز. ممنون از بحث جالب. هر چند من تازه پیداش کردم.
[پاسخ]
پنجشنبه ۱۵ آذر, ۱۳۸۶ در ساعت ۷:۳۲ ب.ظ
سوال: مراتب وجود چیست؟ چگونه تجربه می شود؟ نهایت این تجربه چیست؟ افکار و رفتار همه عرض بوده جوهر چیست؟ افکار از کجای بدن سرچشمه می گیرند؟ ذهن از چه اجزایی تشکیل شده؟ پاکسازی یعنی چه و کدام یک از ادیان با پاکسازی درون مخالف است؟
من گفته های شما را قبول دارم که عده ای خوابگرد ودرونگردند. ولی عده ای نیز به دنبال حقیقت هستند. آیا با دستاویز شدن به ذهن می توان خود ذهن را شناخت؟ اشراق که اینهمه از آن صحبت شده آیا وجود دارد اگر وجود دارد چه اتفاقی در این نقطه می افتد؟ خوب می بینی که نمی شود اینها را جواب داد چون علم آنقدر پیشرفت نکرده و آگاه به اجزای وجود انسان نیست. شناخت بعضی از اجزای وجود با تجربه همراه است. این علوم به ذاته خوب هستند تا جایی که برای شناخت و پاکسازی این اجزا بکار گرفته شود نه برای حکومت بر دیگران.
[پاسخ]
شنبه ۱ دی, ۱۳۸۶ در ساعت ۲:۳۷ ب.ظ
سلام عالی بود
[پاسخ]
شنبه ۱ دی, ۱۳۸۶ در ساعت ۲:۳۸ ب.ظ
عالی
[پاسخ]
سه شنبه ۲۶ شهریور, ۱۳۸۷ در ساعت ۵:۱۹ ب.ظ
[...] القا کنی ؟ مثلا همین برنامه ی شوک را که اگر پی گیر مسائل درون گردی باشید حتما از صدا و سیمای وطنی یا یوتیوب دیده اید. تهیه [...]